از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و یک :
در برنامهاش نبود اما که با دیدن این حال شکور دلش سوخت. نگاهی به سردار انداخت.
- مگه عملش نکردن؟ این که بدتر شده.
سردار دست پدرش را گرفت و لحاف را تا زیر گردنش بالا آورد.
- بردنش عمل ولی به هیچی دست نزدن. گفتن سرطان تو کل تنش پخش شده، نمیشه کاریش کرد. از روز عمل دیگه حرف هم نمیتونه بزنه.
مریم با دستی لرزان سینی چایی را به اتاق آورد. هنوز از چیزی که تجربه کرده بود شوکه بود. ن
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزم منم باید فرصت نوشتن داشته باشم یا نه؟.
۱۰ ماه پیشراز
0عالی بود بانو ولی ببخشید اینو میگم پارت خیلی کوتاه بود خوش قلم
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰
۱۰ ماه پیشسمیه
0فاطمه جان پارت خیلی کوتاه بود اما مثل همیشه بی نظیر دست گلت درد نکنه
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشی.
۱۰ ماه پیشپری
4ممنون فاطمه جان کاش از زنده بودن افروز یه خبری بهمون میدادی.و اینکه پارتها خیلی کوتاه شدن من از این پارت اصلا تعجب کردم هیچی نخونده تموم شد یه لحظه شک کزدم که پارت تموم شد به این زودی دنبال یه پارت دیگه بودم
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. احتمالا تو روزای پیش رو تعداد روزها رو کم و حجم پارتا رو بیشتر کنم.
۱۰ ماه پیشفاطیما
3بسیار زیبا خداقوت نویسنده جان اما پارتها کوتاه تر شده🥲
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. وقت منه که تنگتد شده بانو.
۱۰ ماه پیشفخری
7فاطمه بانوی خوش قلم ممنون از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🌹❤🌹❤
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشی عزیزدل.
۱۰ ماه پیشم.ر
4واقعا کدوم میتونه باشه سردار🤔
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💋
۱۰ ماه پیشزهرا z
8خانم نویسنده توانا عالی داشتین پیش میرفتین ولی الان پارتا رو کوتاه میزارین جواب کامنتها رو هم نمیدین انفاقی افتاده؟ چون از نویسنده ای مثل شما که ایقدر قشنگ همه چیز رو به قلم کشیدین بعیده ممنون میشم یکم پارتا رو طولانی کنین
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. احتمالا تو روزای پیش رو تعداد روزها رو کم و حجم پارتا رو بیشتر کنم.
۱۰ ماه پیشسوگند
6پارت هاخیلی کوتاه هستند لطفا بیشتربزاریدیه کم بریم جلوتر افروزهم بیارید وسط عاشقانه های عطا وترانه
۱۰ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزم باید برسم که بنویسم.
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0چرا پارت این قد کوتاه 😬نه پارت هدیه مهمونمون میکنی نه اینکه پارت ها طولانی هست